در جهان متمدنی که ادعای پیشرفت، حقوق بشر، و تمدن در هر گوشهاش طنینانداز است، جایی هست که حقیقت را نه از میان سطرهای گزارشهای خبری، بلکه از چشمهای اشکآلود یک کودک یتیم میتوان خواند. جایی در جهان، جایی بسیار کوچک ولی پرصدا، نامی آشنا دارد: فلسطین.
این سرزمین، تنها محل درگیری یا اختلاف سیاسی نیست. این سرزمین، نقطهایست که در آن وجدان، و آینده بشر به قضاوت کشیده می شوند . امروز، سخن گفتن از فلسطین دیگر فقط یک موضعگیری سیاسی نیست، بلکه یک موضعگیری اخلاقی، انسانی، و وجدانی است. آنچه در غزه میگذرد، تنها حمله به مردمان و یا یک مرز جغرافیایی نیست، این حملهای و کشتاری به قلب بشری می باشد .
غزه؛ جایی که کودکی معنا ندارد
تصور کنید کودکی در آغوش مادرش به دنیا میآید، نه در اتاق زایمان، بلکه در پناهگاه، زیر صدای انفجار. اولین لالایی او، آژیر قرمز است. اولین تصویری که میبیند، صورت مضطرب مادریست که میداند شاید فردا، این نوزاد کوچک، قربانیِ بمبی بیهدف شود. در غزه، کودکان حتی فرصت کودک بودن ندارند. مدرسهای نیست، پارکی نیست، لبخندی نیست. کودک فلسطینی، قبل از آنکه الفبای زندگی را بیاموزد، صدای پهپاد، واژهی تحریم، مفهوم آوارگی و معنای “شهادت” را میشناسد.
هر کودکی که کشته میشود، نه فقط یک زندگی که یک آینده نابود میشود. و هر مادری که فرزندش را از دست میدهد، تنها گریه نمیکند، او صدای خاموش هزاران مادری است که جهان به آنها پشت کرده است .
زنان فلسطین؛ الگوی مقاومت خاموش
در میانه آوارها، این کشتار بیپایان، این بیعدالتیِ زشت و ناجوانمردانه، زن فلسطینی تنها ناظر خاموش رنج و غمها نیست. او مادر، پرستار، معلم، و مبارز است. زنی که خانهاش را در انفجار از دست داده، نه فقط ویرانهها را جارو میکند، بلکه با تکههای امید، دوباره خانهای در دل فرزندانش میسازد. او که شوهرش شهید شده، نانآور گردیده. او که فرزندش به اسارت رفته، به خیابانها میآید و فریادهای حق طلبیش ؛ صدایی برای بیصداها و وجدانی برای بشریت می شود .
زن فلسطینی، زنیست که در چشمهایش، هم اندوه و هم صلابت موج میزند. او زنیست که در میان خرابهها، با یک تکه نان خشک، امید زندگی را به کودکش میدهد. او زنیست که درد زایمان را میشناسد، اما درد از دست دادن فرزند را هر روز می بیند و احساس می کند .
سکوت جهانیان : همدستِ جنایت ؟
وقتی کودکی زیر آوار میماند، وقتی بیمارستانی بمباران میشود، وقتی تانکها از میان خیابانهای مسکونی عبور میکنند، رسانههای جهانی با واژگانی خنثی گزارش میدهند: “تنش بالا گرفته”، “درگیریها ادامه دارد”. اما این درگیری نیست؛ این نسلکشیست. این اشغال است. این ظلم است. و وقتی سازمانهای بینالمللی تنها “ابراز نگرانی” میکنند، یعنی چشم بر حقیقت بستهاند. یعنی جنایت، عادی شده. یعنی فریاد عدالتخواهی ، خاموش شده.
در جهانی که مرگ یک سگ و یا جان یک نطفه در اروپا بیشتر بازتاب رسانهای دارد تا جانِ یک کودک فلسطینی، باید پرسید: آیا وجدان جهان کور و کر شده؟ آیا مردم دیگر جنایتها را تشخیص نمی دهند و نمی بینند ؟ آیا انسانیت را با سیاستهای به ناحق در زیر آوار رسانه ای کشته اند ؟ رسانه به عنوان بیان وجدان جامعه جهانی چرا سکوت کرده ؟
فلسطین فقط دیگر یک سرزمین نیست؛ یک معیار است
عدالت تشخیص حق از ناحق است . معیار سنجش عدالت، نه در حرف، بلکه در عمل است. و امروز، فلسطین با مردمش معیار سنجش صداقتِ تمدن بشر است . اگر امروز از زنان و کودکان غزه دفاع نکنیم، اگر امروز در برابر این کشتار سیستماتیک سکوت کنیم، فردا نوبت چه کسیست؟ وقتی در مقابل جنایت در فلسطین سکوت می کنیم ، همین امروز و فردا نوبت حق کشی بر سر ما هم خواهد رسید .
فلسطین، مسأله مسلمان یا مسیحی یا یهودی بودن نیست. مسأله عرب یا غیرعرب بودن نیست. فلسطین، خط قرمز انسان بودن است. دفاع از آن، دفاع از کرامت هر انسان است. دفاع از آن، ایستادن در برابر بیعدالتیست، بدون توجه به مرزها، زبانها یا پرچمها. دفاع از حق مرز و عقیدن و دین و مرام و رنگ پوست نمی شناسد . دفاع از حق یعنی حق زندگی برای همه . دفاع از حق دیگری یعنی دفاع از انسانیت . وقتی از حق مردم فلسطین دفاع می کنیم یعنی مدافع ایران ازاد از هر گونه استبداد هم هستیم .
بگذار وجدانات حرف بزند
شاید تو در اروپا باشی، شاید در ایران، شاید در آمریکا یا هر جای دنیا. شاید نه سیاستمدار باشی، نه فعال حقوق بشر. اما تو یک انسان هستی. و امروز، بیش از همیشه، جهان به انسانهای بیدار و مدافع به حقوق نیاز دارد. انسانهایی که بتوانند بایستند و می توانند فریاد بزنند، و نگذارند خون کودکان و انسانهای بیگناه، روی زمین جاری شود.
وقتی یک تصویر، یک خبر، یک صحنه از غزه قلبمان را می فشارد ، پس ما هنوز انسانیم . و وظیفه ماست که سکوت در مقابل هر ستمگری نکنیم .
مردم فلسطین با دستان خالی و قلبهایی پر از ایمان، ایمان برای زنده ماندن و زندگی کردن ایستادهاند. آنها درست است که گرسنه هستند ، بسیاری از آنها بیخانه شده اند ، ممکن است روزانه در محاصره باشند، اما هرگز بیغرور و بیشرافت نیستند. در برابر تانکها، دوربینها، تحریمها و خیانتها، آنها هنوز با سختی تمام سرود زندگی میخوانند.

