اعتیاد در ایران به یکی از ابر معضلات عمده تبدیل گردیده و در میان معضلاتی همچون فقر و بیکاری و نبود امنیت و … گویی احساس مسئولیت جمعی در رابطه با آن به فراموشی سپرده شده است و متاسفانه دولت و مردم نسبت به آن احساس بی تفاوتی و کم تفاوتی پیدا کرده اند . یکی از تاثیرات بی تفادتی نسبت به این معضل اجتماعی ، گسترش در اشکال مختلف آن و شکسته شدن قبح آن در نزد وجدان اجتماعی می باشد .
در این نوشته کوشش بر این دارم که از جنبه های مختلف به این معضل که ساختار بسیاری از خانواده ها و جامعه را بیمار و درگیر خود کرده است بپردازم .
آقای حسین ذوالفقاری، دبیرکل ستاد مبارزه با مواد مخدر در مرداد ماه 1404 در رابطه با آمار معتادین که در سال 94 گرفته شده است ، گفته است : « آمار معتادان در کشور حدود دو میلیون و ۸۰۰ هزار نفر بوده و همچنین یکمیلیون و ۶۰۰ هزار نفر نیز تفننی مواد مخدر مصرف میکنند . » و در ادامه می گوید « علیرغم همه اقدامات انجام شده در راستای پیشگیری و مبارزه با مواد مخدر در بحث اعتیاد روند افزایشی نسبی داشتیم »
بنا بر گفته وی تعداد معتادین روزانه و معتادین تفننی 4 میلیون و 400 هزار نفر می باشند . بنا بر این آمار حدود 10 تا 12 میلیون نفر مستقیما درگیر اعتیاد می باشند و بیش از 7 میلیون به صورت غیر مستقیم با این معضل گریبانگیرند و در مجموع بنا به گفته وی بین 17 تا 19 میلیون از شهروندان در جامعه ما در گیر با بیماری کشنده ای به نام اعتیاد و مواد مخدر می باشند . از آنجا که نظام حاکم چند سالی است در رابطه با اعتیاد به مشروبات الکلی قبول کرده است که مراکز باز پروری فعال بگردند ولی آمار دقیقی از تعداد معتادین به الکل ارائه نمی گردد . تعداد الکلیها را حدود 500 هزار نفر تخمین می زنند . در دوره روحانی در مجلس نماینده ای به اعتراض گفت که سالانه 600 میلیون لیتر مشروبات الکلی به کشور قاچاق می شود و نماینده ای در اعتراض گفت که آمار صحیح آن 400 میلیون لیتر می باشد . میزان تولید مشروبات الکلی با درصد بالا که به عرق سگی معروف است مشخص نیست . در رابطه با مصرف کنندگان گل و حشیش و قرصهای روان گردان هم آماری وجود ندارد.
آنچه مسئله اعتیاد را به مراحل سخت تری از لحاظ وارد کردن آسیب به جامعه کرده است این می باشد که در هفت تا هشت سال گذشته میزان خلوص مواد مخدر سنتی کاهش قابل توجهی یافته، به طوری که خلوص مواد مخدر کشف شده به گفته مسئولین مبارزه با مواد مخدر، از ۲۶ درصد به ۱۱ درصد کاهش پیدا کرده و این تهدیدی برای سلامت عمومی کشور است. تهدید به سلامت از این بابت است که بسیاری از معتادین از استفاده مواد سنتی به مواد شیمیایی روی آورده اند و بدین خاطر معالجه آنها را سخت تر و بیماری اعتیاد آنها را شدت بیشتری داده و می دهد .
مهم اینکه خانواده بیش از ۹۰ درصد در شیوع اعتیاد اثرگذار است. خانواده در اینکه فرزندان به سیگار و یا مشروبات الکلی و یا مواد مخدر از هر نوعش کشیده شوند و به آن اعتیاد بیابند نقش اصلی و محوری و مهمی را دارند . والدینی که تصور می کنند تنها به فرزند خود بگویند نکش و یا نخور و یا با دوستان بد رفت و آمد نکن کافیست در اشتباه هستند . پدر و مادر به عنوان الگوی رفتاری چه خوب و یا بد ، تاثیر بسیار قوی بر روی فرزندان خود دارند . متخصصین 25 عامل به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در روی آوردن به اعتیاد را مخصوصا برای نسل جوان عنوان می کنند . مهمترین آنها را رفتار خانواده می دانند . از جمله دلایل مهم روی آوردن به اعتیاد ، 63 درصد به علت بیکاری و 54 درصد به علت آسانی تهیه مواد و در دسترس بودن مواد مخدر عنوان می گردد . خانوادههای معتادین و زندانیان و خانواده های بی سرپرست و خانواده های بد سرپرست و تک سرپرست در معرض خطر بیشتری در روی آوردن به اعتیاد می باشند .
متاسفانه تنوع اعتیاد به مواد مخدر و روان گردانها و مشروبات الکلی باعث گردید که سن آسیب دیدگان در مسئله رو به کاهش برود . آماری در رابطه با پایین آمدن سن اعتیاد بین 12 سال تا 15 سال داده می شود . آماری هم داده می شود که برای اولین بار نوجوانان در سنین حدود 12 سال برای اولین بار مواد مخد را امتحان کرده اند . اعتیاد و طلاق دو آسیبی هستند که بیشترین میزان اثرگذاری را بر روی فرزندان دارند .
توجه به عوامل روی آوردن به اعتیاد و ماندن در اعتیاد یک چرخه بزرگ را در بر می گیرد که بخش بزرگ حل این بیماری اعتیاد در یافتن راه حل در تغییر ساختارهای سیاسی و حل مشکلات متعدد اجتماعی و عقیدتی و اقتصادی می باشد تا چرخه اعتیاد از حرکت باز ایستد و علاج یابد و جامعه در سلامت بتواند زندگی کند .
در حال حاضر افغانستان در همسایگی کشور ما 80 درصد تقاضای تریاک در سطح جهان را تولید و پاسخگوست. در ضمن افغانستان دومین تولیدکننده کانابیس در جهان نیز می باشد . در حال حاضر مافیا در افغانستان به تولید شیشه و روان گردانهای مختلف نیز روی آورده اند . تولید تریاک و هروئین و شیشه و مشتقات شیشه در افغانستان و انتقال آن به ایران خطر جدی برای هموطنان ما و مخصوصا شهروندان و مخصوصا جوانان ما بوده و هنوز می باشد . قابل توجه اینکه مافیای مواد مخدر در ایران در تولید انواع مواد روان گردان شیمیایی هم فعال می باشد .
بسیاری از روانگردانها با اولین مصرف فرد را معتاد میکنند و بر اساس اعلام فراجا بیش از ۱۰۰۰ نوع مواد روانگردان در ایران شناسایی شده که با تغییر هر عنصر شیمیایی آن روانگردان دیگری تولید میشود و به آسانی در اختیار مخصوصا جوانان قرار می گیرد . مصرف کننده مواد روانگردانها عموما هیچگونه اطلاعی از تاثیر آن قرص بر روی بدن خود ندارند و تنها با شنیدن یک صفت خوب برای آن ماده که مثلا ، حال می دهد ، غمت را فراموش می کنی و … خریدار را وسوسه به استفاده از آن ماده می کنند .
فاجعه اعتیاد در اظهار نظر آقای جغتایی رئیس کنگره دانش اعتیاد قابل توجه دقیق و شدید است : وی عوامل ایجادکننده اعتیاد را اینگونه عنوان می کند : عوامل فردی و اجتماعی در بروز اعتیاد نقش دارند. برخی شبکههای عصبی درگیر در اعتیاد هستند؛ در افراد معتاد، 30 تا 40 بخش مغز درگیر میشود.
1 – شبکه پاداش که باعث افزایش دوپامین میشود،
2 – شبکه تصمیمگیری و کنترل که باعث میشود فرد نتواند در برابر وسوسه مقاومت کند.
3 – شبکه یادگیری و حافظه که باعث میشود دیدن مکان یا بوی خاص فوراً میل شدید به مصرف ماده را فعال کند.
4 – شبکه حالت پیشفرض که باعث افزایش نشخوار فکری و میل به ماده میشود، از جمله عوامل ایجادکننده اعتیاد هستند.
رنجبر دبیر شورای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر آذربایجان شرقی اعلام نموده است :: « اعتیاد ۱۶۷ هزار میلیارد تومان خسارت اقتصادی به کشور سالانه وارد می کند » در این آمار توضیح نداده است که ایا بیماری های ناشی از اعتیاد به سیگار و مشروبات الکلی و مواد مخدر و کم کاری و بی تفاوتی و طلاق و بیکاری و … در محاسبه دخیل شده است و یا تنها ارزش موادی که استفاده می گردد محاسبه گردیده است .
قوانین در مان اعتیاد
بر اساس موضوع ماده ۱۵قانون مبارزه با مواد مخدر معتاد مجرم بوده و تحت تعقیب است اما اگر به مراکز درمانی مراجعه کند از هشت نوع خدمات درمانی برخوردار می گردد و از سوی محاکم قضایی منع تعقیب برای وی صادر میشود. مراکز ماده ۱۵ شامل کیلینیکها، کمپها، دی آی سی (مراکز کاهش آسیب)، می باشند .
اگر معتاد در مکانهای عمومی به مصرف مواد مخدر اقدام کند مشمول ماده ۱۶ قانون قرار میگیرد که باید به صورت اجباری ، یک الی سه ماه و قابل تمدید یک دوره دیگر نگهداری شود .
درمان اعتیاد در ایران هنوز با چالشهای جدی روبهروست. کارشناسان میگویند درمان مؤثر، باید در محیط زندگی فرد و بهصورت سرپایی انجام شود، نه با اجبار و بستری در کمپها. اجبار، انگیزه ترک را از بین میبرد و بازگشت به مصرف را افزایش میدهد.
به گفته متخصصان، علتهای جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی اعتیاد باید شناسایی و درمان شوند؛ در غیر این صورت، چرخه بازگشت ادامه خواهد داشت. تمرکز دولت بر ماده ۱۶ و کمپهای اجباری باعث شده که تنها حدود ۵ درصد موفقیت در درمان داشته باشد .
دخانیات
در رابطه با مصرف دخانیان و هزینه های ناشی از بیماری در ارتباط با دخانیان دبیرخانه ستاد کشوری کنترل دخانیات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اعلام آماری تکاندهنده بیان کرده است که سالانه بالغ بر 14 هزار میلیارد تومان هزینههای ناشی از درمان بیماریهای مرتبط با مصرف سیگار و دیگر محصولات دخانی به شبکه بهداشت و درمان کشور تحمیل میشود.
علاوه بر هزینههای درمان، مصرف دخانیات اثرات غیرمستقیمی مانند کاهش بهرهوری، افزایش غیبتهای کاری، ازکارافتادگی زودرس و در نهایت کاهش کیفیت زندگی میلیونها نفر میشود که این موارد در نهایت بهمعنای کاهش سرمایه انسانی و اقتصادی کشور است.
اعتیاد به الکل در ایران از تریاک پیشی گرفته است.
وزارت بهداشت اعلام کرده که مصرف الکل از مواد مخدر سنتی (مانند تریاک) بیشتر شده است.
با وجود محدودیتهای قانونی و فرهنگی، مصرف الکل پنهان روزانه دارد گسترش می یابد .
الکل بهویژه از نوع دستساز و بیکیفیت در نقاط مختلف کشور تولید و بفروش می رسد و متاسفانه خطر مسمومیت و مرگ را افزایش داده است.
دادههای رسمی و آماری گویای آنند که در فاصله زمانی ۱ خرداد تا ۱۲ تیر ۱۴۰۴، در ۷ استان کشور:309 نفر بر اثر نوشیدن الکل حاوی متانول مسموم شده اند و 31 نفر از آنان فوت کرده اند.
متاسفانه مصرف الکل بیشتر به خشونت خانگی، نزاعهای خیابانی، حوادث رانندگی و ناپایداری خانوادگی منجر میشود.
در رابطه با این اعتیاد سیاستگذاری و درمان شروع شده است و اکنون برخی مراکز درمانی ویژه ترک الکل ایجاد شدهاند . متاسفانه درمان این نوع اعتیاد پیچیدهتر و طولانیتر از مواد مخدر می باشد .
همه متخصصین بر این نظر هستند که ،الکل از نظر تخریب جسمی، روانی و اجتماعی خطرناکتر از مواد مخدر سنتی است.
راهحلهای سیاسی و ساختاری برای خارج شدن از چرخه اعتیاد در ایران
تنها مبارزه با باندهای مافیایی فروش و تولید مواد مخدر نتیجه دلخواه برای سلامت جامعه را نخواهد داشت . پیشنهاد نویسنده بر این است که :
- تغییر ساختار حکمرانی اجتماعی و اقتصادی:
اعتیاد با فقر و فساد و استبداد یگانگی دارد . بنا بر اینکه در ایران استبداد مطلقه فقیه حاکم است ، روشهای مبارزه با اعتیاد ساختاری نبوده و نمی تواند به نتیجه مطلوب برسد . استبداد مخالف آدمهای مطیع که دغدغه اصلی آنهااعتیاد است نمی باشد . کوشش بر اینکه معتادان به حقوق خود واقف بگردند و انسانهای آزاده و مستقل بشوند با ذات استبداد ولایت مطلقه فقیه همخوانی ندارد .
فقر، بیکاری، نابرابری، فساد و ناامیدی سیاسی از ریشههای اصلی اعتیاد هستند. این معضلات از دغدغه های روزانه مردم ایران می باشند که بایستی در ساختاری مردم سالار آنها را به طرف ریشه کن کردن، برنامه ریزی و عمل نمود . بنابراین، تا زمانی که سیاستها در چهار چوب استبداد حاکم به سمت عدالت اقتصادی، اشتغال جوانان و توزیع عادلانه منابع نمی رود ، چرخه اعتیاد متوقف نخواهد شد.
شفافیت و آمار واقعی:
باید دولت موظف باشد آمار واقعی از میزان اعتیاد، نوع مواد مصرفی، و مناطق آسیبدیده را تهیه و منتشر کند تا برنامهریزی علمی جهت مبارزه با ساخت ، پخش و معالجه ممکن شود.
قطع سیاستهای خشونت طلبانه :
مجازات و زندانیکردن معتادان (ماده ۱۶) فقط صورت مسئله را پاک میکند. قانون باید بر درمان، توانمندسازی، و بازگشت اجتماعی معتادان متمرکز شود.
قطع ارتباط مافیا و قدرت:
بخش بزرگی از قاچاق مواد مخدر در ایران توسط شبکههایی انجام میشود که از مصونیت سیاسی و اجتماعی برخوردارند و ربط مسقیم با افراد فاسد درون نظام دارند و از رانت آنها برخوردار می گردند . شفافسازی و استقلال نهادهای قضایی و رسانهها شرط مبارزه واقعی با این باندهاست.
راهحلهای اجتماعی و فرهنگی
آموزش خانواده و والدین:
خانواده نخستین سنگر پیشگیری است. آموزش مهارتهای فرزندپروری، گفتوگوی صادقانه درباره مواد مخدر از هر نوعش و تاثیرات روحی و جسمی آن ، و الگو بودن و الگو شدن والدین از مهمترین ابزارهای پیشگیریاند.
آموزش عمومی و رسانهای:
باید رسانهها و آموزش و پرورش، بدون سانسور، درباره مضرات مواد مخدر و الکل آموزش دهند. انکار یا تابو ساختن موضوع، آن را خطرناکتر میکند.
حمایت از نهادهای مردمی و محلی:
انجمنهای غیردولتی، گروههای جوانان و مراکز محلی باید برای حمایت از معتادان، مشاوره، و بالا بردن توان اجتماعی فعال شوند. دولت باید به جای کنترل، توانمندسازی جامعه مدنی را در پیش گیرد.
ایجاد فضاهای جایگزین و امیدآفرین:
ورزش، موسیقی، هنر، کار داوطلبانه و فعالیتهای جمعی باید برای جوانان در دسترس باشد تا میل به فرار از واقعیت به سمت اعتیاد کاهش یابد.
دفاع از حقوق انسان و کرامت اجتماعی
به رسمیت شناختن معتاد به عنوان «بیمار» نه «مجرم» هم از نظر حقوقی و هم از نظر اجتماعی باید در دستور کار و روش قرار گیرد .
اصل کرامت انسانی ایجاب میکند که معتادان قربانیان سیاستهای ناعادلانه شناخته نشوند. آنها گناهکار نیستند بلکه در بستر اجتماعی بیمار گردیده اند .
حق درمان، حق شغل، حق بازگشت:
آموزش حرفهای، اشتغال و ادغام دوباره در جامعه باید ممکن بشود . هیچ انسانی نباید بهخاطر گذشتهاش از زندگی اجتماعی حذف شود.
عدالت جنسیتی و حمایت از زنان معتاد:
زنان مصرفکننده معمولاً دو برابر مجازات میشوند: هم اجتماعی، هم قانونی. باید مراکز درمان ویژه، امن و بدون قضاوت برای آنان ایجاد شود.
رهایی از خشونت ساختاری:
اعتیاد نهتنها محصول خشونت خانوادگی، بلکه نتیجه خشونت ساختاری حاکمیت ولایت مطلقه فقیه است. یعنی وقتی سیاست، اقتصاد و رسانه به جای احترام و آزادی، تحقیر، سرکوب و ناامیدی تولید میکنند، یکی از محصول عمل آنها اعتیاد است .
از حقوق همه شهروندان با هر عقیده و مرام بایستی دفاع کرد و هر ساختاری که انسان را از کرامت می خواهد خالی کرده و با زور و خشونت همراه کند مخالف نمود.
حق همه شهروندان است که از سلامت کامل برخوردار بگردند . جامعه بایستی محیط امن برای همگان بگردد .

