جهانگیر گلزار : چرا جنگ ایران و آمریکا دوباره آغاز شد؟ نقش تنگه هرمز در بحران جدید

 

در هفته‌های اخیر، بار دیگر تنش میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا وارد مرحله نظامی شده و حملات متقابل، بمباران برخی مراکز و تهدیدهای گسترده، منطقه خلیج فارس را به یکی از خطرناک‌ترین دوره‌های خود رسانده است. پرسش اصلی این است که چرا پس از مذاکرات و آتش‌بس، دوباره دو کشور وارد رویارویی نظامی شده‌اند؟

اگر مجموعه گزارش‌ها و تحلیل‌های موجود را کنار هم قرار دهیم، به نظر می‌رسد این جنگ دیگر صرفاً بر سر برنامه هسته‌ای ایران نیست. اختلاف اصلی به مسئله‌ای راهبردی‌تر یعنی کنترل تنگه هرمز و نقش ایران در امنیت این آبراه بین‌المللی گره خورده است.

تغییر ماهیت اختلاف

در دو دهه گذشته، پرونده هسته‌ای مهم‌ترین محور اختلاف میان ایران و آمریکا بود. اما در تحولات اخیر، مسئله هسته‌ای به تدریج جای خود را به رقابت بر سر کنترل تنگه هرمز داده است.

از نگاه مقام‌های استبداد حاکم بر ایران ، تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی نیست؛ بلکه مهم‌ترین اهرم راهبردی در برابر فشارهای خارجی است.  شواهد نشان می دهد که جمهوری اسلامی حاضر است حتی هزینه ادامه جنگ و تولید فقر بیشتر را قبول کند،  اما کنترل و نقش خود در منطقه تنگه هرمز را از دست ندهد.

در مقابل، ایالات متحده و متحدانش بر آزادی کشتیرانی بین‌المللی تأکید دارند و هرگونه محدودیت یا کنترل یک‌جانبه بر این مسیر را تهدیدی برای اقتصاد جهانی  و از طرف دیگر سلطه قدرت آمریکا بر منطقه می‌دانند.

دیدگاه دونالد ترامپ

ترامپ  در نشست ناتو در ترکیه گفت: «دیگر نمی‌خواهم با آنها سروکار داشته باشم؛ آن‌ها آدم‌های پستی هستند. می‌دانید پست یعنی چه؟ آن‌ها پست هستند. آدم‌های بیماری هستند. کسانی آنها را رهبری می‌کنند که بیمارند. و آدم‌هایی بی‌رحم، خشن و خطرناک‌اند». و باز گفت :

« اگر سلاح هسته‌ای داشتند، از آن استفاده می‌کردند. از نظر من، کار تمام شده است».

سخنان او میان ادعای پیروزی در حمله به ایران و از سوی دیگر تهدید به نابودی تمدن ایران و حمایت از مذاکرات در نوسان بوده است.

در ادامه سخنانش  او تهدیدهای اخیرش را تشدید کرد و گفت آمریکا «احتمالاً امشب دوباره و شدیدتر به آن‌ها حمله خواهد کرد» و افزود: «هشدار کوچکی به آنها دادم. امشب دوباره محکم به آنها ضربه خواهیم زد».

تردیدی نیست که آمریکا توانا به وارد کردن خسارتهای سنگین به بنادر و زیرساختهای ایران است ولی آنچه او تا به امروز نتوانسه موفق شود این است که استبداد حاکم بر ایران حاضر به موافقت با مسئله اتمی بنا بر تفاهم نامه می باشد ولی نمی خواهد سیطره خود به تنگه هرمز و در آمدهای مالی و سیاسی این آبراه را از دست بدهد .

جنگ افروزیهای چند روز گذشته  فضای بسیار بدی از عدم اعتماد برای رسیدن به یک توافق پایدار به دو طرف را بوجود آورده .

آنچه شاهد آنیم این است که حکومت ایران خود را مصمم نشان می دهد که می خواهد و توانا به  کنترل تنگه هرمز می باشد . حکومت ایران می کوشد نشان دهد که توانایی متوقف کردن عبور کشتی‌ ها از تنگه هرمز  که کالاهای حیاتی برای کشورهای منطقه و جهان حمل می کنند را دارد . حکومت ایران تصور می کند با در دست داشتن این اهرم از یک سو و از طرف دیگر فشار در داخل به مردم می تواند طول ادامه حیات استبدادش را طولانی کند .  

شکست اسرائیل و آمریکا در سرنگونی حکومت ایران  و جانشین دلخواه و مطیع خود را به قدرت رساندن مستبدین در ایران را مسمم به ایستادگی در مقابل آم ریکا نموده است .

حکومت در ایران با تشریفات بسیار وسیع  و با مخارج بسیار بالا در به خاک سپاری خامنه ای کوشش کرد به مردم ایران و و مردم جهان نشان دهد، مردم ایران با نظام هستند .

مواضع ترامپ

در گزارش‌های ارائه‌شده شاهد آنیم که  دونالد ترامپ مواضعی دوگانه دارد.

از یک سو، حکومت ایران را به شدت مورد حمله لفظی قرار می‌دهد، آن را غیرقابل اعتماد می‌خواند و تهدید به حملات نظامی بیشتر می‌کند.

از سوی دیگر، بارها تصریح می‌کند که همچنان مذاکره را بهترین گزینه می‌داند، هرچند نسبت به موفقیت آن خوش‌بین نیست و حتی می‌گوید مذاکره‌ کنندگان آمریکایی «شاید وقت خود را تلف می‌کنند».

این مواضع نشان می‌دهد که ترامپ میان دو هدف در نوسان است:

  • وارد کردن فشار نظامی برای وادار کردن ایران به عقب‌نشینی؛
  • و از طرف دیگر پرهیز از گرفتار شدن در یک جنگ طولانی و پرهزینه در خاورمیانه.

از منظر داخل آمریکا  نیز ترامپ با فشارهای سیاسی و اقتصادی روبه‌رو است. افزایش هزینه‌های نظامی، بودجه دفاعی و نگرانی از پیامدهای اقتصادی جنگ، فضای تصمیم‌گیری او را پیچیده‌تر کرده است.

دونالد ترامپ قصد دارد رقم بی‌ سابقه یک و نیم هزار میلیارد دلار را برای سال ۲۰۲۷ به پنتاگون اختصاص دهد و همچنین برای بودجه سال ۲۰۲۶، درخواست ۶۷.۱ میلیارد دلار بودجه اضافی برای تأمین هزینه‌ های این جنگ کرده است.

نگاه جمهوری اسلامی ایران

تحلیل‌های موجود نشان می‌دهد که صاحبان تصمیم در جمهوری اسلامی معتقدند اگر در موضوع تنگه هرمز عقب‌نشینی کنند، در موضوعات دیگر نیز ناچار به امتیازدهی خواهند شد.

از این رو، کنترل این آبراه به عنوان یک «اهرم راهبردی» یا «سلاح طلایی» معرفی می‌شود؛ ابزاری که می‌تواند بر بازار جهانی انرژی و بر مذاکرات آینده تأثیر بگذارد.

بر اساس این نگاه، مسئله فقط عبور کشتی‌ها نیست، بلکه به رسمیت شناخته شدن نقش ایران در امنیت این منطقه است.

دیدگاه مردم ایران

بخشی بزرگی از مردم، نگران گسترش جنگ، افزایش فشارهای اقتصادی، تورم و ناامنی هستند و خواهان بازگشت هرچه سریع‌تر به مسیر دیپلماسی‌ می باشند .

در مقابل، بخش کوچکی که دست در قدرت دارد  معتقدند،  عقب‌نشینی در برابر فشار خارجی، امنیت و منافع بلندمدت آنها را به خطر می‌اندازد و بر حفظ موقعیت مسلط  ایران  در هرمز تأکید می‌کنند.

در نتیجه، جامعه ایران با دو دغدغه هم‌زمان روبه‌رو است:

  • حفظ امنیت و منافع ملی از یک سو و  
  • جلوگیری از ادامه جنگ و هزینه‌های انسانی و اقتصادی  و فقری که تولید می شود و نبود امنیت و نبود امید به آینده روشن .

چرا تنگه هرمز تا این اندازه اهمیت دارد؟

حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و بخش مهمی از صادرات گاز مایع  و مشتقات پتروشیمی و کود شیمیایی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند.

هرگونه ناامنی در این منطقه، مستقیماً بر قیمت نفت، بازارهای مالی و اقتصاد جهانی اثر می‌گذارد.

به همین دلیل، هر تحول نظامی در این آبراه، فقط مسئله ایران و آمریکا نیست؛ بلکه به نگرانی کشورهای عربی خلیج فارس، اروپا، چین، ژاپن و دیگر واردکنندگان انرژی و دیگر مستقات  نیز تبدیل می‌شود.

چرا مذاکرات شکست خورد؟

بر اساس تحلیل‌های موجود، اختلاف اصلی بر سر تفسیر هر طرف از توافق‌های موقت و نحوه اجرای آنها بوده است.

هر یک از دو طرف، برداشت متفاوتی از تعهدات طرف مقابل داشته‌اند.

در نتیجه، بی‌اعتمادی قدیمی چند دهه گذشته میان سران دو کشور  بار دیگر خود را نشان داده و زمینه بازگشت درگیری‌های نظامی متاسفانه را فراهم کرده است.

آیا راه‌حل نظامی وجود دارد؟

هیچ‌یک از طرفین، از یک جنگ طولانی سود نخواهند برد و امکان طولانی کردن آن را از نظر اقتصادی و اجتماعی ندارند .

آمریکا با افزایش هزینه‌های نظامی، فشار افکار عمومی و نگرانی از اقتصاد داخلی روبه‌رو است.

ایران نیز با فشارهای اقتصادی که نتیجه اش فقر و اعتراضات مردمی خواهد بود و از طرف دیگر  تحریم‌ها و آسیب‌های ناشی از ادامه جنگ مواجه خواهد شد.

به همین دلیل، هرچند درگیری نظامی ادامه یافته، اما همزمان تلاش‌های دیپلماتیک از سوی کشورهای منطقه و میانجی‌ها نیز ادامه دارد.

اگر بخواهیم همه این تحولات را در یک جمله خلاصه کنیم، می‌توان گفت:

اختلاف ایران و آمریکا دیگر تنها بر سر برنامه هسته‌ای نیست؛ بلکه بر سر تعریف نظم امنیتی خلیج فارس، نقش ایران در تنگه هرمز و توازن میان فشار نظامی و دیپلماسی است.

در چنین شرایطی، خطر اصلی آن است که ادامه بی‌اعتمادی و اقدامات نظامی، فرصت‌های مذاکره را بیش از پیش محدود کند. از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که حتی در اوج تنش‌ها نیز هر دو طرف، دست‌کم در مقاطعی، همچنان راه گفت‌وگو را باز نگه داشته‌اند. این امر نشان می‌دهد که هرچند جنگ می‌تواند فشارها را افزایش دهد، اما بعید است به تنهایی راه‌حل پایدار این بحران باشد.

 

جهانگیر گلزار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Next Post

جهانگیر گلزار : معضل اجتماعی اعتیاد

چ جولای 22 , 2026
جهانگیر گلزار : معضل اجتماعی اعتیاد دوشنبه – ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ 22 جولای 2026 سخنرانی جهانگیر گلزار در کانون دفاع از حقوق بشر در ایران برنامه دریچه ای رو به آگاهی کاری از کمیته پژوهش با موضوع: معضل اجتماعی اعتیاد

پست‌های مرتبط

نویسنده

جهانگیر گلزار

لورم ايپسوم متن ساختگی با توليد سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافيک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است.

YouTube
YouTube
Set Youtube Channel ID
Instagram